اگر رمانخونی بهترین کانالو انتخاب کردی هم رمان فایلی دارم و میذارم هم رمان آنلاین مینویسم هم درخواستی میذارم جهت درخواست و نظر و تبادل


جهت نظرات یا انتقادات به ایدی زیر مراجعه کنید
@Mahsa.Aramm7

0 ۱۶ اردیبهشت ۹۸ | ۰۲:۵۴ ۶۶

رمان : #خیانت

ژانر : #انتقامی

چند وقت پیش بود؟
درست یادم نیست. الان دیگر تقریبا هیچ چیز یادم نیست.
چرا یادم هست. مگر میشود از یادم رفته باشد؟
آن روز خندیدم؟ نه اول شک زده نگاه کردم...بعد از ته دل خندیدم.
تا الان برای آن اتفاق یک لحظه هم گریه نکردم. فقط همان لحظه خندیدم.
یک جشن بود! شاید هم یک پارتی! نه یک تولد بود...تولد من بود.
تولد من در خونه ی من در اتاق من...
همه چیز خوب بود؟ نه فقط همه چیز عادی بود.
لباس مشکی بلندی تنم بود. از همان هایی که عاشقش بودم

4 ۱۳ آذر ۹۷ | ۱۱:۴۲ ۳۳۳

رمان : #زن_نیمه_تنها

ژانر : #عاشقانه

تابی كه پیش رو دارید، سرگذشت واقعی دو زن از دو نسل متفاوت در جامعه ماست كه به دلیل عدم درك صحیح و شناخت روح و روان و به هیچ انگاشتن شان، تبدیل به غمنامه قابل تأملی گشته است. از خودگذشتگی، سازگاری اجباری، اطاعت محض،
آشنا نبودن با حقوق قانونی و... میراث سومی است كه نسل به نسل از مادران به دختران می رسد
و هیچ كدام سعی در به دست آوردن حق طبیعی خود كه همان حقوق برابر با مردان است را ندارند.
در هر سطر این كتاب، فریاد تنهایی زنان به گوش می رسد كه با فداكاری مفرط،
راه فنای خود را هموار می سازند و كجاست گوشی شنوا و دستی مهربان، تا مرهمی بر زخم دل های آكنده از دردشان باشد.

4 ۱۳ آذر ۹۷ | ۱۱:۳۷ ۳۲۰ 5 ۱۴ آبان ۹۷ | ۱۰:۰۷ ۲۸۵

🍄 #زندگیم_باش 🍄

نویسنده : فریده بانو

خلاصه:
در مورد دختری هست که مجبور میشه بخاطر رفتن پدر و مادرش به خارج بره خونه ای خاله اش خاله ای که پسری داره برخلاف دختر قصه ی ما خیلی مقید هست اما دختر قصه ای ما کمی شیطون و بی پروا...
۲۴۶ صفحه
ژانر : #عاشقانه #کلکلی

7 ۱۴ آبان ۹۷ | ۱۰:۰۷ ۲۷۵ 2 ۱۴ آبان ۹۷ | ۱۰:۰۵ ۲۵۴

رمان #تاوان_سکوت 👇📚

جلد اول

گاهی شکستن سکوت شهامتی میخواهد به بلندای شکستن غرور . سکوتی که گر نشکند از تو زندگیت را تاوان بخواهد و آن دم همه چیزت را پای آن سکوت خواهی داد و چه تلخ است گاهی تاوان سکوت ...

📖قسمتی از رمان👇

- ویدا جون بابا فکرم پیشته ، کاش همون تهران قبول میشدی . من برای خوشبختی تو هر کاری میکنم . دوست داشتی ثبت نام کنی اینجا منم تسلیم نظرت بودم همیشه ، دختر فهمیده ای هم هستی ، نیازی نداره سفارش کنم ، حواستو کامل بده به درست . امیدوارم زودتر تموم شه و برگردی خونه . دلم برات تنگ میشه . بخاطر کارم نمیتونم بیام اینجا پیشت باشم . مواظب خودت باش
+ وای بابا . اینجوری میگی دلم هری میریزه . نگران نباش فدات شم . دخترت فقط سرش تو درسه . خیالت راحت بابایی . نگار هم که پیشمه ، چشم به هم بزنی این دو سال تمومه .
+ دخترم من و مادرت تنها چیزی که تو این دنیا داریم تویی ، همیشه هم بهت افتخار می کنیم . هر روز بهم زنگ بزن . پول ریختم تو کارتت ، هر وقت هم هر چی لازم داشتی بهم بگو .
- قربون بابای گلم برم من

4 ۱۴ آبان ۹۷ | ۱۰:۰۵ ۲۶۲ 2 ۱۴ آبان ۹۷ | ۱۰:۰۳ ۲۶۳

#دزدیدمت

نویسنده:نیاز بانو

تعداد صفحات:461


خلاصه:

نیاز دانشجوییه که عاشق استاد خوش گذرونش میشه و برای اینکه با اون باشه
تصمیم می گیره باهاش هم خواب بشه که...

پایان خوش

ژانر: #عاشقانه #

4 ۱۴ آبان ۹۷ | ۱۰:۰۲ ۲۶۶ 2 ۱۳ آبان ۹۷ | ۱۱:۱۳ ۲۵۹

#عشق_مقدس

نویسنده:hora Mh

تعداد صفحات:187

داستان راجب دختر شر وشیطونی به نام هیلاست که توی یک خانواده مرفه و باز(از لحاظ اعتقادی) زندگی میکنه وطی سفر تفریحی که به همراه دوستانش به کربلا میره نگاهش به دنیا و اطرافش تغییر میکنه و دید تازه ای پیدا میکنه و با حجاب میشه …
در این میان با اصرارهای زیاد پدرش مبنی بر برداشتن حجابش و ازدواج با پسری مواجه میشه که اصلا نمیشناستش و هیچ حس خوبی هم به او نداره در همین رابطه با اتفاقات عجیب و تازه ای مواجه میشه … اتفاقاتی که روی تازه و جدیدی از زندگی رو بهش نشون میده…

پایان خوش



ژانر: #عاشقانه #مذهبی #اجباری

2 ۱۳ آبان ۹۷ | ۱۱:۱۳ ۲۵۲ 1 ۱۳ آبان ۹۷ | ۱۱:۱۱ ۲۲۴

💮 رمان شراب تلخ


خلاصه:
خالی بودن هم گاهی خوب است!
حتی برای قاب عکس ها…
هر آنچه را که باب میل خود دانی در آن نقش میزنی..همان لبخند های سه نفره که من هرگز نداشتمش.
به آن چه میگفتند؟! گمان میکنم خانواده بود.
آرزو های من حالتان در قبرستان دلم خوب است؟
ناراحت نباشید. خودم هم چندین سال است که مدفون شده ام…
شما تنها نیستید.
شما من و من هم قاب عکس خالی ام را دارم.
و تو ای قاب عکس خالی من تو هم ناراحت نباش چون من را داری.
گاهی لبخند ها…گاهی اشک هام گاهی خیرگی های مطلق و سرد!

3 ۱۳ آبان ۹۷ | ۱۱:۱۱ ۲۴۰ 2 ۱۳ آبان ۹۷ | ۱۱:۱۰ ۲۶۱

💮#ما_که_شانس_نداریم
#عاشقانه
نویسنده: خانم طلا
خلاصه:
دختری به اسم لعیا که به تازگی برای کار به یک فروشگاه شیک و معروفی رفته اوایل ورودش بوده که....ماجرای طنز و جالبی در بطن داستان وجود داره که داستان رو جذاب میکنه..

2 ۱۳ آبان ۹۷ | ۱۱:۱۰ ۲۶۴

👅کانال جک ها و گیف های خاکبرسری👅

بدو بیا الان میپاکم لینکو 💦💦

@jokgp @jokgp @jokgp @jokgp @jokgp

🙈👆🙈+18🙈👆🙈

2 ۱۲ آبان ۹۷ | ۱۰:۵۲ ۲۷۴ 1 ۱۲ آبان ۹۷ | ۱۰:۱۸ ۲۵۷

🍄 #عروس_مرده🍄

نویسنده: مژگان زارع
تعداد صفحات:606
سارا روز عروسیش تصادف می کند و می میرد. او هیچ وقت زندگی مشترک را تجربه نمی کند اما فرصت پیدا می کند قبل از جدا شدن کامل روحش از دنیا ببیند که چه حوادثی بر سر راه اطرافیانش قرار می گیرد. او می بیند که مرگش چطور باعث تغییر سرنوشت دوربری هایش به خصوص شوهرش می شود و در آخرین لحظه های بودنش میان زمین و جهان دیگر دعا می کند که هیچ وقت خدا هیچ کسی را به حال خودش وانگذارد. این که چرا سارا این دعا را بر زبان می آورد دلیل نوشته شدن این رمان است...
#عاشقانه #اجتماعی

1 ۱۲ آبان ۹۷ | ۱۰:۱۸ ۲۳۴ 1 ۱۲ آبان ۹۷ | ۱۰:۱۸ ۲۳۴

نام: گیسو


خلاصه ی از داستان رمان:
داستان درباره دختری است به نام گیسو که برای گرفتن ارث پدرش راهی باغ موروثی پسرعو هایش میشود برای مدتی در انجا میماند اما در این مدت اتفاقاتی غیرمنتظره برایش می افتاد اتفاقاتی نظیر قتل ، عشق همچنین دوستی و نفرت…..