از این به بعد میخوام شبی ۵ تا کلمه ی انگلیسی رو تو کانال آموزش بدم میشه ماهی ۱۵۰ کلمه یک سال ۱۸۰۰ کلمه نظرتون چیست English_504


فعالیت کانال چگونه باشه آموزش کتاب 504لغت ضروریآموزش زبان انگلیسی از 0آموزش کتاب درسی سال(هفتم+هشتم+ نهم)آموزش انگلیسی برای کنکوری هاآموزش لغت به همراه جمله
۴ ۱۲ شهریور ۱۳۹۹ | ۰۸:۱۷

یک فرصت طلایی برای کسب کار با کامپیوتر
این فرصت طلایی رو از دست ندید بزن روی لینک بالا😍👍

۲ ۱۲ شهریور ۱۳۹۹ | ۰۲:۵۷

یک کانال عالی برای آموزش کامپیوتر
آموزش فتوشاپ
آموزش طراح سایت
آموزش سخت افزار و نرم افزاری کامپیوتر
آموزش ترفند
و.......
بزنی روی لینک زیر
🖥 @Computer_plus 🖥 @Computer_plus 🖥 @Computer_plus 🖥 @Computer_plus

۲ ۱۲ شهریور ۱۳۹۹ | ۰۲:۵۵

بیشتر بیماریها نتیجه ی عادات غذایی بد است.

unaccustomed

معنی: عادت نکرده – خو نگرفته – نا آشنا (به)
مترادف: unadopted – unadjusted
متضاد: accustomed – adopted – adjusted

He was unaccustomed to hard work.

او به کار سخت عادت نکرده بود.

I am unaccustomed to being told what to do.

من عادت ندارم به اینکه به من بگویند چکار کن و چکار نکن.

bachelor

معنی: مرد مجرد – عزب
مترادف: not married
متضاد: married

The Crown prince was japan’s the most eligible bachelor.

شاهزاده کراون تنها مجرد شایسته ژاپن بود.

qualify

معنی: واجد شرایط بودن – نائل شدن – مجاز شدن
مترادف: modify
متضاد: disqualify

These training course will qualify you for a better job.

این دوره های تمرینی شما را برای یک شغل بهتر واجد شرایط خواهند کرد.

This test qualifies you to drive heavy vehicles.
______________________________
برای دستانتان توی پیام رسان گپ ارسال کنید
@English_504

۲ ۱۲ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۲:۲۲

abandon

معنی: ترک کردن – رها کردن – نا تمام گذاشتن
مترادف: leave – desert

We have to abandon the car and walk rest of the way.

ما مجبوریم ماشین را رها کنیم و ادامه راه را پیاده برویم.

The game had to be abandoned due to bad weather.

بازی باید بخاطر هوای نا مساعد نا تمام بماند.

That house was abandoned years ago.

آن خانه سالها پیش رها شد.

keen

معنی: تیز – شدید – مشتاق – حساس
مترادف: eager (مشتاق) – sharp (تیز)
متضاد: blunt (کُند) – dull (بی اشتیاق)

John was very eager to help.

جان خیلی مشتاق بود تا کمک کند.

The man had a keen knife in his hand.

آن مرد یک چاقوی تیز در دستش داشت.

jealous

معنی: حسود – حسادت
مترادف: envious
متضاد: unenvious

She is jealous of my success.

او به موفقیت من حسادت میکند.

tact

معنی: تدبیر – ملاحظه – کیاست
مترادف: tactfulness (کاردانی) – diplomacy (سیاست)
متضاد: tactlessness

He is known for his tact.

او بخاطر تدبیرش معروف است.

With great tact, Sara made her son to apologize.

با تدبیر و کیاست عالی، سارا پسرش را مجبور به معذرت خواهی کرد.

oath

معنی: سوگند – قسم – ناسزا
مترادف: swear

You must not break your oath.

شما نباید سوگند خود را بشکنید.

He was shouting oaths when they led him away.

او داشت ناسزاهایی را فریاد میزد وقتی که آنها اورا کنار گذاشتند.

vacant

معنی: خالی – اشغال نشده
مترادف: unoccupied – empty
متضاد: full

The seat next to me is vacant.

صندلی کنار من خالی است.

Is there a vacant room here?

آیا اینجا اتاق خالی وجود دارد؟

hardship

معنی: سختی – دشواری
مترادف: hardness – difficulty
متضاد: ease (آسایش)

We have to endure the hardships of life.

ما مجبوریم تا سختیهای زندگی را تحمل کنیم.

People suffered many hardships during that long winter.

مردم در طول آن زمستان طولانی از دشواری های زیادی رنج بردند.

It was no hardship to go home on such a lovely evening.

برای رفتن به خانه در آن غروب دوست داشتنی هیچ سختی ای وجود نداشت.

gallant

معنی: شجاع – با شکوه – دلاور – نجیب زاده و شجاع
مترادف: heroic
متضاد: coward (ترسو) – meek (بی اراده و کم جربزه)

Many gallant knights entered the contest to win the princess.

شواله های شجاع زیادی به رقابت پرداختند تا شاهدخت را از آن خود کنند.

Eddy is so gallant that he always gives up his subway seat to a woman.

ادی آنقدر نجیب است که همیشه در مترو صندلی خود را به یک خانم میدهد.

data

معنی: اطلاعات – داده ها
مترادف: facts – information

This data is collected from seven countries.

این اطلاعات از هفت کشور جمع آوری شده است.

These data show that the most of the illnesses are the result of bad eating habits.

 این داده ها نشان میدهند که

۳ ۱۲ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۲:۲۲

فرشته ي كمكي زندگيت
❤ مهم نيست كوچيكي يا بزرگي...
همين كه مثبت باشي...
و اون فرشته نجات كنارت باشه...
هيچ رقيبي نداري...
تمام...
______________________________
برای دستانتان توی پیام رسان گپ ارسال کنید
@English_504

۲ ۱۰ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۱:۰۳

1. #abandon :
desert, leave without planning to come back, quit
ترک کردن، ترک کردن بدون قصد بازگشت، دست کشیدن از
a. When Roy abandoned his family, The police went looking for him.
وقتی "روی" خانواده اش را ترک کرد، پلیس به جستجوی او پرداخت
b. The soldier could not abandon his friends who were hurt in battle.
سرباز نتوانست دوستانش را که در جنگ زخمی شده بودند رها کند
c. Because Rose was poor, She had to abandon her idea of going to college.
"رز" فقیر مجبور شد از رفتن به دانشگاه صرف نظر کند
🍂 @English_504 🍂

۳ ۱۰ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۰:۴۵


Your browser does not support the audio tag.

حتما گوش کنید👆

مطالب کانال را به اشتراک بگذارید👇
🍂 @English_504 🍂

۳ ۱۰ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۰:۴۵

لیست کلمات #درس1 کتاب 504
🍂1) Abandon ترک کردن ، رها کردن
🍂2) Keen تیز ، زیرک،مشتاق
🍂3)Jealous حسود
🍂4)Tact تدبیر
🍂5) Oath قسم ، سوگند
🍂6) Vacant خالی
🍂7) Hardship سختی ،مشقت
🍂8) Gallant دلیر، مبادی آداب،شجاع
🍂9) Data اطلاعات ، داده
🍂10) Unaccustomed غیرعادی،نامانوس
🍂11) Bachelor مرد مجرد، لیسانسه
🍂12) Qualify واجد شرایط شدن/بودن
🍂 @English_504 🍂

۳ ۱۰ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۰:۴۵

#انگیزشی
کسی که نمرش کمه #خنگ نیست...
احتمالا هنوز از تمام توانش استفاده نکرده...
یا اینکه در جای دیگه قطعا #نابغه هست...
تمام

🔸 کلمات ضروری انگلیسی 504 👇
@English_504

۲ ۹ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۰:۲۹

Jealous
حسود

🔸 کلمات ضروری انگلیسی 504 👇
@English_504

۳ ۸ شهریور ۱۳۹۹ | ۰۷:۳۱

Keen
تیز


🔸 کلمات ضروری انگلیسی 504 👇
@English_504

۳ ۸ شهریور ۱۳۹۹ | ۰۶:۰۷

Abandon
ترک کردن


🔸 کلمات ضروری انگلیسی 504 👇
@English_504



live stats